شهدا | الزهراء


شهدا

یک ماجرای واقعی از یک سردار گمنام

یک ماجرای واقعی از یک سردار گمنام

حمید زارع که معلوم بود درد هم دارد، آمد و گفت من می خوابم روی سیم خاردار.

خدایا کمک…

خدایا کمک…

گاهی دلم می خواهد از خوبی شهدا و بدی های خودم بترکد. هرچه تلاش می کنم مثل کسی که در مرداب بدی های خود گرفتار است ، دست دراز کنم و دست خود را به شاخه های وجود شهدا بند کنم تا از این مرداب نجات یابم انگار نمی شود.

به بهانه سالروز شهادت سید مرتضی

به بهانه سالروز شهادت سید مرتضی

زمان بادی است که می وزد، هم هست هم نیست آنان را که ریشه در خاک استوار دارند از طوفان…

سال جدید با یاد شهدا

سال جدید با یاد شهدا

صداى شكستنم سكوت دشت را برهم زد و ناگهان سوت خمپاره‏ اى از تو پرنده‏ اى ساخت تا در دل…

آخرین نامه یک بسیجی شهید به همسرش

آخرین نامه یک بسیجی شهید به همسرش

مرضيه جان ، الان هم ساعت يازده است. يك حمله وسيع داريم ممكن است شهيد شوم و يا زخمي شايد هم سالم بودم و به اميد خدا مزدوران را به عقب مي رانيم.

نامه ای برای همکلاسی ها

نامه ای برای همکلاسی ها

سلام ، توی پست قبلی ایثار و شهادت “توبه نامه شهدا”، فرازهایی از توبه نامه شهید 13 ساله علیرضا محمودی را برای دوستان قرار دایدم.حالا که تو ایام شهادتش هستیم و سی و یکمین سالروز شهادت این نوجوان شهید هست فضا رو معطر و مزین کردیم به دستخط این شهید بزرگوار….

توبه نامه شهدا …

توبه نامه شهدا …

الهی لاتودبنی بعقوبتک….خدای خوبم…مرا با گناهانم مجازات نکن…خدایا شرمسارم…از درهایی که کوبیدم…ولی در تو نبود…خدایا روسیاهم از لحظه هایی که…

شهدای انقلاب

شهدای انقلاب

همزمان با فرا رسیدن ایام ا… دهه مبارک فجر گرامی باد یاد خاطره  15 شهید والامقام انقلاب اسلامی شهرستان خمینی…

ازدواج دوم

ازدواج دوم

خاطره ای از شهید مهدی باکری

درمان شهرزدگی

درمان شهرزدگی

وقتی از بودن میان آدم ها و رنگ و ریا خسته می شوی … وقتی دلت نمی خواهد دیگر در…


  • صفحه 1 از 3
  • 1
  • 2
  • 3
  • >