جایگاه مسجد در اسلام | الزهراء


جایگاه مسجد در اسلام

تاریخ ارسال : ۱۹ مرداد, ۱۳۹۰ | بازدید : 1,558 | طبقه بندی : مسجد

این مطلب پاره ای از مطالب کتاب “جايگاه مساجد در فرهنگ اسلامي” نوشته آقای علی رضایی است

 

واژه مسجد در قرآن
واژه‎ی مسجد، جمعاً 28 بار در قرآن كریم ذكر شده كه در 22 مورد به صورت مفرد[1] و در 6 مورد دیگر، به صورت جمع آمده است.[2]
در این آیات، به اهمیت و جایگاه رفیع مسجد در اسلام، پاره ای از احكام مسجد و مسجد الحرام و احكام خاص آن، مسجد الاقصی و مسجد اصحاب كهف، اشاراتی شده است.

برای خواندن ادامه به ادامه مطلب مراجعه فرمایید …


البته، آیه‌های دیگر نیز در قرآن درباره‎ی مسجد و اهمیت آن آمده است كه هر چند لفظ مسجد در آنها نیامده است، ولی بنابر مفهوم این آیات و گفته‎ی تمامی مفسران، می‌توان در مورد مساجد، این آیات را نیز ذكر كرد.
از آنجا كه در این كتاب بر آن نیستیم تا به تفسیر و تبیین تمامی این آیات بپردازیم، تنها به ذكر آیاتی كه بیانگر ابعاد گوناگون مسجد در جامعه اسلامی است، بسنده می‌كنیم.
نخستین خانه‎ی توحید
(انّ اوّل بیت وضع للنّاس للّذی ببكّه مباركا و هدی للعالمین).
«همانا نخستین خانه ای كه برای عمومی مردم قرار داده شد، همان است كه در مكه قرار دارد، و مایه‎ی بركت و هدایت جهانیان است».
«به خاطر بیاورید هنگامی كه ما خانه‎ی كعبه را مركز امن و امان برای مردم قرار دادیم، و (فرمان دادیم كه)از مقام ابراهیم، محلی برای نماز خود انتخاب كنید و ما به ابراهیم و اسماعیل ـ علیهما السلام ـ امر كردیم كه خانه‎ی مرا برای طواف كنندگان و مجاوران و سجده كنندگان پاك و پاكیزه كنید».[3]
همان گونه كه از این دو آیه‎ی شریفه بر می‌آید، خانه‎ی كعبه در مكه نخستین خانه‎ی توحید و یكتا پرستی و اولین جایگاه و مركزی است كه برای پرستش خدای یگانه ساخته شده است.
در اینكه آیا این خانه از زمان حضرت آدم ـ علیه السلام ـ بر پا شده یا حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ آن را بنیان كرده، میان مفسران اختلاف است. بعضی بر آنند كه بنیانگذار این خانه از ابتدا، حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ بوده و در زمان آدم ـ علیه السلام ـ این خانه اصلاً وجود نداشته است.[4]
برخی دیگر بر این عقیده‌اند كه خانه‎ی كعبه نخست به دست آدم ـ علیه السلام ـ ساخته شد و بر اثر مرور زمان از بین رفت، لكن حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ آن را تجدید بنا كرد.[5]
با شواهدی كه از آیات مختلف قرآن و روایات در این زمینه موجود است، نظریه‎ی دوّم تأیید می‌شود. در قرآن به نقل از ابراهیم ـ علیه السلام ـ آمده است:
(ربّنا انّی أسكنت من ذرّیّتی بواد غیر ذی زرع عند بیتك المحرّم…).[6]
«پروردگارا بعضی از فرزندانم را در سرزمین خشك و سوزانی، در كنار خانه‎ی محترمت سكنی دادم».
از این آیه‎ی شریفه چنین بر می‌آید كه اثری از خانه كعبه در هنگام ورود ابراهیم ـ علیه السلام ـ با فرزندش اسماعیل ـ علیه السلام ـ و همسرش هاجر، در سرزمین مكه وجود داشته است.
همچنین در آیه‎ی دیگری آمده است:
(و اذ یرفع ابراهیم القواعد من البیت و اسماعیل).[7]
«و هنگامی كه ابراهیم و اسماعیل پایه‌های خانه را بر افراشتند».
باید توجه داشت تعبیر بالا بردن قواعد (پایه ها) در این آیه، اشارتی است به اینكه شالوده‎ی خانه‎ی كعبه، پیش از ابراهیم ـ علیه السلام ـ وجود داشته و ابراهیم و فرزندش، آن پایه‌ها را بالا برده اند. امام علی ـ علیه السلام ـ در این مورد می‌فرمایند:
«الا ترون انّ اللّه سبحانه اختبر الاوّلین، من لدن آدم صلوت اللّه علیه الی الآخرین من هذا العالم باحجار… فجعلها بیته الحرام ثمّ امر آدم ـ علیه السلام ـ و ولده ان یثنوا أعطائهم نحوه».[8]
«آیا نمی‌بینید كه خداوند سبحان، مردم جهان را از زمان آدم ـ علیه السلام ـ تا امروز به وسیله‎ی قطعات سنگی… امتحان كرده و این سنگ‌ها روی هم چیده را خانه‎ی محترم خود قرار داده است; سپس، به آدم و فرزندانش فرمان داد كه به گرد آن طواف كنند».
بنابراین، خانه‎ی كعبه را نخست حضرت آدم ـ علیه السلام ـ بنا نهاد و سپس بر اثر مرور زمان فرو ریخت و بعد به دست ابراهیم ـ علیه السلام ـ تجدید بنا شد. در هر صورت نكته‎ی مهمی كه از این دو آیه‎ی مورد بحث، به خوبی بر می‌آید و آیات دیگر و روایات نیز آن را تأیید می‌كند، این است كه مسجد نخستین مركز و پایگاهی است كه به منظور عبادت و پرستش خدای یگانه در زمین نهاده شد و پیش از آن، عبادتگاه دیگری كه كانون عبادت و نیایش موحدان و خدا پرستان باشد، وجود نداشته است، از ابوذر روایت شده است كه از رسول اكرم صلی اللّه علیه و آله و سلّم راجع به نخستین مسجدی كه در زمین بنیاد شده، سؤال كرد. حضرت صلی اللّه علیه و آله و سلّم فرمودند:
مسجد الحرام و پس از آن مسجد الاقصی بنا نهاد شده است».[9]
از امیر المؤمنان علی ـ علیه السلام ـ روایتی نقل شده است كه مردی از آن حضرت پرسید: «آیا خانه‎ی كعبه، اول خانه ای است كه در زمین ساخته شده است؟».
امام ـ علیه السلام ـ فرمود:
«خیر، پیش از آن هم خانه‌هایی بود، لكن خانه‎ی كعبه نخستین خانه‎ی مباركی است كه برای پرستش و عبادت مردمان درست بنا شده است».[10]
پرستش هدف مسجد
(و أنّ المساجد للّه فلا تدعوا مع اللّه أحدا).[11]
«مساجد از آن خداست، پس باید احدی جز او را نخوانید».
در این آیه شریفه، مراد از دعا، عبادت و پرستش است، زیرا در جای دیگر دعا به معنای عبادت آمده است:
(و قال ربّكم ادعونی أستجب لكم انّ الّذین یستكبرون عن عبادتی سید خلون جهنّم داخرین).[12]
«پروردگارتان گفت مرا بخوانید تا دعایتان را مستجاب نكنم، كسانی كه از عبادت من سر كشی كنند بزودی با كمال خواری داخل جهنّم خواهند شد».
در اینكه منظور از كلمه‎ی مساجد در این آیه چیست، میان مفسران اختلاف است، برخی بر آنند كه منظور از مساجد تمام مكان‌هایی است كه در آنجا برای خدا سجده می‌شود و از مصادیق آن، «مسجد الحرام» و سایر مساجد است.[13]
برخی مساجد را اعضای هفتگانه‎ی سجده دانسته اند. این گروه در تأیید ادعای خود، روایتی از امام محمد تقی ـ علیه السلام ـ نقل می‌كنند كه مراد از مسجد، عضوهای هفتگانه بدن آدمی است كه در هنگام سجده باید روی زمین قرار گیرد.[14] «مبیدی» نیز گفته است:
«مراد از مساجد، مكان‌هایی است كه برای نماز و ذكر خدا بنا شده است و از «قتاده» در تفسیر این آیه روایت كرده است كه: یهودیان و مسیحیان هنگامی كه وارد معابد خود می‌شدند، به خداوند شرك می ورزیدند. از این رو خداوند به مؤمنان فرمود: «هنگامی كه وارد مساجد می‌شوید خدا را با خلوص نیت بخوانید».[15]
از مجموع آرای مفسران در این زمینه چنین استفاده می‌شود كه مراد از مساجد، همان مكان‌هایی است كه برای عبادت خداوند بنا شده است و از مصادیق آن، «مسجد الحرام» و دیگر مساجد است. تفسیری كه مساجد را عضوهای هفتگانه‎ی سجده دانسته، ممكن است از قبیل توسعه در مفهوم آیه باشد كه این معنا نیز در این آیه منظوره شده است.
نكته‎ی جالب توجه اینكه، خداوند به جهت اهمیت و فضیلت مساجد بر دیگر مكان ها، مسجد را به خود منسوب كرده و متعلق به خود دانسته است تا مزیت آن بر دیگر مكان‌ها روشن شود.
اختصاص مساجد به خداوند كه منزه از صفات حسّی است، جنبه‎ی سمبلیك دارد و اشارتی است بر اینكه مساجد مورد توجه خاص ذات اقدس اوست، بنابراین، در مساجد جز كار خدایی نباید كار دیگری صورت پذیرد و جز مصالح مسلمانان، امر دیگری نباید مطرح شود; با این توضیح در تأسیس مساجد هم نمی‌توان نیتی به جز خدا، و هدفی غیر از اعتلای كلمه‎ی توحید داشت.
تقوا، اساس مسجد
«(منافقان) كسانی (هستند) كه مسجدی ساختند به قصد زیان رساندن بر پیامبر و مؤمنان و تقویت كفر و ایجاد جدایی میان مؤمنان و كمین گاه برای كسانی كه با خدا و پیامبرش از پیش مبارزه كرده بودند. آنان سوگند یاد می‌كنند كه نظری جز نیكی نداشته ایم، اما خداوند گواهی می‌دهد كه آنان دروغ می‌گویند، هرگز در آن به نماز نایست، آن مسجدی كه از روز نخست بر اساس تقوا بنا شده شایسته تر است كه در آن به نماز قیام كنی; چه، در این مسجد، مردانی هستند كه دوست دارند پاك و منزه باشند و خداوند پاكیزگان را دوست دارد».[16]
این آیات در شأن گروهی از منافقان است كه با توطئه‌های «ابو عامر» مسیحی و برای تحقق بخشیدن به اهداف شوم و نقشه‌های شیطانی خود، به ساختن مسجدی در مدینه اقدام كردند كه بعداً به نام «مسجد ضرار» معروف شد; ماجرا از این قرار است كه به هنگام ظهور قدرتمند اسلام در مدینه، «ابو عامر» به شدت ناراحت شد، وی برای مبارزه با اسلام با منافقان «اوس» و «خزرج» همكاری صمیمانه ای آغاز كرد. پیامبر اكرم صلی اللّه علیه و آله و سلّم هنگامی كه از نقشه‌ها و اهداف وی آگاه شد، در صدد تعقیب وی بر آمد، «ابو عامر» از مدینه گریخت و به مكه آمد و از آنجا به طائف و سر انجام به شام رفت و در آنجا رهبری منافقان مدینه را بر عهده گرفت او در نامه ای به منافقان مدینه نوشت كه لشكری از سپاهیان روم به كمكشان خواهد آمد تا محمد صلی اللّه علیه و آله و سلّم و یارانش را از مدینه خارج سازند.
همچنین از آنان خواست برای خود مسجدی نزدیك مسجد قبا بسازند و در موقع نماز، آنجا گرد آیند و زیر نقاب مسجد، برنامه‌های خود را عملی كنند.
هنگامی كه پیامبر اكرم صلی اللّه علیه و آله و سلّم عازم غزوه‎ی «تبوك» بود، گروهی از این منافقان به نزد آن حضرت آمدند و به بهانه‎ی این كه افراد ناتوان و بیمار و پیر مردان از كار افتاده نمی‌توانند در شب‌های بارانی و سرد زمستانی به مسجد قبا بیایند، از پیامبر صلی اللّه علیه و آله و سلّم خواستند تا اجازه دهد كه مسجدی در میان قبیله‎ی خود (بنی سالم) بسازند; پیامبرـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود:
«اكنون آماده نبردم و اگر به خواست خداوند متعال باز گشتم، پیش شما خواهم آمد و با شما در آن نماز خواهم گذارد».


[1]. سوره‎ی بقره آیات 145، 150،151،191، 196، 217، مائده / 2; اعراف / 29 و 31، انفال / 34; توبه / 7; اسراء 1; كهف / 21; عنكبوت / 7; فتح / 25 و 27; حج / 25.
[2]. سوره‎ی بقره / 14 و 187; توبه / 17 و 18; حج / 40; جن / 18.
[3]. بقره/125.
[4]. رازی، ابو الفتوح: تفسیر، لقیم و حواشی مهدی الهی قمشه ای، انتشارات علمی، تهران 1325، ج 1، ص 311.
[5]. همان.
[6]. ابراهیم / 37.
[7]. بقره / 127.
[8]. نهج البلاغه: خطبه قاصحه، ص 293.
[9]. طبرسی، الفضل، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، انتشارات اسلامیه تهران، 1390 هـ . ق، ص 204.
[10]. طباطبائی، سید محمد حسین: المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه ناصر مكارم شیرازی، نشر فرهنگی رجاء، تهران ج 3، ص 582.
[11]. جن / 18.
[12]. غافر / 60.
[13]. المیزان، ج 20، ص 206.
[14]. همان.
[15]. مبیدی، رشید الّدین، كشف الاسرار و عدّه الابرار، به انضمام علی اصغر حكمت، تهران، 1339، ج 1، ص 256.
[16] . سوره‎ی توبه،107ـ 108.

علي رضائي ـ جايگاه مساجد در فرهنگ اسلامي، ص19

ارسال توسط : خادم الزهراء(س)

نظر مخاطبان:


    id="respond">نظر شما:
    1- گزینه های ستاره دار الزامی می باشند.
    2- ایمیل شما نمایش داده نمی شود.
    3- لطفا جهت دریافت پاسخ نظر خود حتما ایمیل خود را بصورت صحیح وارد نمائید.
    نام *
    ایمیل *
    سایت


    1 + = چهار