اعتیاد به مواد مخدر و باید و نباید ها | الزهراء


اعتیاد به مواد مخدر و باید و نباید ها

تاریخ ارسال : ۱۸ شهریور, ۱۳۹۱ | بازدید : 1,024 | طبقه بندی : دیگر

این هروئین به این فراوانی که الان ملت ما به شرش مبتلاست، این یک مسئله نبود که من باب اتفاق چنین توسعه پیدا کند، این یک برنامه بوده استبرای اینکه یک وقتی یک جوانی هروئینی شود، دیگر همه چیزش را از دست می دهد، جوان یک قوه ی فعاله است، این قوه فعاله وقتی که مبتلا به هروئین شود، مبتلا به مشروبات بشود… اینطوری است که اکر هر بساطی سرش در آوردند، این دیگر نمی تواند قیام کند و کار انجام دهد، آنها خواستند که مملکت ما اینطور شود که نسل جوانش از بین برود، بی تفاوت باشد و هر چه اینجا دارند ببرند و آنها هم توجه به او نکنند.

 امام خمینی (ره)

زمینه روانشناختی و جامعه شناختی:

مجموعه ای از عوامل روحی ، روانی ، اجتماعی و فرهنگی دست به دست هم می دهند تا مسئله اعتیاد به مواد مخدر تحقق یابد که مهمترین آن ها عبارتند از:

 

1) خلاء های روحی و عاطفی

در ارزیابی عوامل اعتیاد نقش خلل های روحی و عاطفی برجسته تر و پر رنگ تر از سایر عوامل است. “لئون ورمسر”  یکی از متخصصان جرم شناسی معتقد است که در بررسی زندگی نامه و شرح حال اکثریت معتادینی که مورد مطالعه او قرار گرفته اند جای پای کمبودهای عاطفی، بسیار مشهود است.

 

2) محیط بد آموز

اگر چه اکثریت قریب به اتفاق معتادین، گناه اعتیاد را به گردن محیط جامعه می اندازند ولی باید اذعان کرد که محیط به معنای کلی آن، “عامل اقتضاء” محسوب می شود نه “علت تامه”و در عین حال که نباید نقش محیط را انکار نمود، از اراده ی فرد نیز نباید چشم پوشی کرد.

 

3) رفاقت های ناباب

تاثیر دوست و هم نشین در تکوین روحیات آدمی امری غیر قابل انکار است. تاثیر گذاری دوستان در دوران نوجوانی و جوانی به اوج خود می رسد و فرد برای جلب رضایت دوست ممکن است به کارهای خطرناک و دور از انتظار نیز دست بزند.

 

4) بحران بیکاری

بخش قابل توجهی از جوانان معتاد به جهت نداشتن شغل، درآمد و کار مناسب به مرور زمان به اعتیاد کشیده می شوند. بیکاری از دو جهت زمینه ساز اعتیاد است:

 

الف) حس بی کفایتی در فرد ایجاد می کند و ارزش شخصی او را زیر سوال می برد.

ب) نداشتن هیچگونه دلمشغولی سالم به مرور زمان فرد بیکار را بر می انگیزد تا به وسیله ای خود را سرگرم نماید و مواد مخدر شاید نوعی فرار از بیکاری و فرار از فکر کردن باشد.

 

5) احساس پوچی

احساس آدمی نسبت به دنیای درون از دو حالت خارج نیست، یا احساس غنا و وسعت روح است و یا اینکه چیزی جز حقارت ، پوچی و درون تهی بودن نیست که در چنین صورتی زمینه مساعدی برای گرایش به هر پدیده ای برای فرار از این احساس عذاب آور پوچی فراهم خواهد بود.

 

6) احساس خود کم بینی

آدمی دائما به نوعی مقایسه میان خود و دیگران دست می زند و حاصل آن یا خود را برتر دیدن است و یا کمتر دیدن از دیگران.

 

ذر صورت اول فرد خود را بالاتر از دیگران می بیند و آن ها را لایق معاشرت با خویشتن نمی داند و در صورت دوم نوعی تعادل میان وی و دیگران برقرار می شودو مشکلی از این ناحیه احساس نمی کند.

و اما در صورت سوم خود را پایین تر از دیگران ارزیابی می کند و از معاشرت با آنها گریزان است و در این حالت است که فرد دچار احساس بی لیاقتی و بی ارزشی می کند و برای فرار از این حس کاذب به مواد مخدر پناه می آورد.

 

7) ضعف مبانی دینی و اخلاقی

نوجوانان و جوانان از لحاظ سنی در شرایطی قرار دارند که پاسخ بسیاری از پرسش های خود را در ارتباط با خدا می یابند و حاصل این ارتباط، زندگی سرشار از امید و مقاوم در برابر وسوسه ها و بد آموزی هاست.

در نقطه مقابل قطع ارتباط با خدا منجر به نوعی سرگردانی و حیرت در عالم هستی می شود به این معنا که فرد نمی داند در بحبوحه مشکلات به چه کسی و چگونه رو بیاورد لذا ساده ترین راه حل به نظرش فراموش کردن واقعیات و پناه بردن به چیزی است که برای مدتی نوعی آرامش خاطر کاذب برای او ایجاد کند.

علاوه بر این موارد به عوامل دیگری نظیر تنهایی و بی کسی، ناکامی های پی در پی، وسوسه پذیری، تکیه بر آرزئهای دور و دراز و هدف گزینی غلط و یا این مطلب سخیف که هر چیزی یک بار به امتحان کردنش می ارزد و نیز ضعف ارده و تصمیم و در نهایت ارتباط نامشروع نیز اشاره کرد که از باب جلوگیری از اطاله ی کلام به همین چند مورد بسنده می شود.

 

پیشنهاد ها و راهکارها:

بخشی از پیشنهادات در جهت آسیب زدایی از پدیده ی اعتیاد عبارتند از:

 

1) دل مشغولی های سالم

باید تدابیر اندیشید که کانون ها و مراکز متعلق به گروه سنی نوجوانان و جوانان با حجم کم ولی تنوع کیفی بالا و کامل برای آن ها برنامه ریزی کند و از این طریق پتانسیل و انرژی بالای این رده های سنی را به نحوی جذب و هدایت نماید.

 

2) توسعه دنیای ارتباطی

هر اندازه نوجوانان و جوانان فرصت ارتباط مطلوب و گسترده با دیگران را داشته باشند به همان میزان از درون گرایی و انزوا فاصله خواهند گرفت به عبارتی این گونه ارتباط ها فرایند اجتماعی شدن ایشان را تسهیل خواهد کرد و همچنین موجب رشد ظرفیت ها و قابلیت های اخلاقیشان می شود که در نهایت آن ها را در برابر وسوسه های آسیب زا مقاوم می کند.

 

3) زمانی برای همدلی

از حیث حالات روحی و رواننی گاهی فرد به نقطه ای می رسد که مایل است با دیگران به نوعی همدلی و همزبانی داشته باشد تا شاید بتواند خود را تا حدودی از فشار های روحی تخلیه کند.

 

این حالت که در اصطلاح علمی آن به کاتارسیز با تخلیه هیجانی موسوم است، موجب آرامش درونی موقت می شود و فرد را از دست زدن به اقدامات دیگری نظیر پناه بردن به مواد مخدر باز می دارد و در صورت ابتلا به مواد مخدر می توان با توسعه همدلی با فرد و آرامش بخشیدن به وی این بلیه را از او برطرف کرد.

 

4) آموزش مهارت های زندگی

بخشی از فنون و مهارت های زندگی، ضروری نسل است به ویژ] آن دست مهارت هایی که آنان را در برابر تهدید های فرهنگی و اخلاقی مقاوم سازد. برخی اندیشمندان معتقدند که هیچ عاملی همچون تداوم کار و فعالیت به سلامت زندگی فرد نمی تواند کمک موثری نماید.

 

5) مسئله گشایی

زمانی که نوجوانان و جوانان در تعقیب آرمانهایشان به مانعی برخورد می کنند بلافاصله احساس سرحوردگی نموده و به اولین و ساده ترین راهها و نه لزوما بهترین آن ها پناه می برند و یکی از این راه ها گرایش به مواد مخدر و به دست آوردن آرامش غیر واقعی و کوتاه است در این صورت اقدام برای حل مشکل می تواند نوعی تسکین و آرامش روحی و روانی ایجاد نموده و او را از ادامه اعتیاد منصرف نماید. این ن.ع اقدام را شیوه ی حل مسئله نیز می نامند.

 

6) آینده گرایی در برابر گذشته گرایی

افراد معتاد غالبا بر گذشته زندگی خود متمرکزند و چندان اعتنایی به آینده ندارند. در میان گذشته ها نیز بخش هایی را بیشتر جستجو می کنند که آمیخته با خاطرات دردناک و آزار دهنده است و چنین وضعیتی به معنای قرار گرفتن در چرخه ی معیوبی است که بر درد و رنج موجود می افزاید و شرایط روحی و روانی آن ها را ضعیف تر و آسیب پذیر تر می نمایند.

به اطرافیان افراد معتاد توصیه می شود که تلاش کنند آنان را به جای تمرکز بر گذشته ( هر آنچه که گذشت ) بر آینده ( از اینجا به بعد ) متمرکز نمایند و توان و اندیشه ی فرد مبتلا را به داشتن برنامه و طرحی برای آینده ترغیب نمایند.

 

7) تقویت یاد و رابطه با خدا

اعتقاد به خداوند از جهاتی آسیب زداست. از سویی او پشتیبان لحظات تنهایی و بی کسی آدمیست، از سویی دیگر رابطه با او تمامی فشار ها و اضطراب ها را از درون آدمی می زداید و از جهتی دیگر رابطه با حق تعالی باعث می شود زندگی از هر شکل و منظری که به آن بنگریم با معنا باشد.

 

8) مشاوره و روان درمانی فردی و گروهی

ترغیب نوجوانان و جوانان به شرکت در جلسات مشاوره فردی و گروهی، در صورت وجود مشکل آن ها را بر می انگیزد تا از مشکلات موجود و نیز راهکارهای مورد نظر آگاهی یابند.

ارسال توسط : الزهراء "س"

نظر مخاطبان:


    id="respond">نظر شما:
    1- گزینه های ستاره دار الزامی می باشند.
    2- ایمیل شما نمایش داده نمی شود.
    3- لطفا جهت دریافت پاسخ نظر خود حتما ایمیل خود را بصورت صحیح وارد نمائید.
    نام *
    ایمیل *
    سایت


    هفت + 4 =