تضعیف یا توهین به نظام اسلامی، حاصل شکاف بین دولت و ملت | الزهراء


تضعیف یا توهین به نظام اسلامی، حاصل شکاف بین دولت و ملت

تاریخ ارسال : ۲۷ مهر, ۱۳۹۱ | بازدید : 1,035 | طبقه بندی : جنگ نرم

و همانا که حکومت الهی، حافظ امور شماست، بنابراین زمام امور خود را بی آنکه نفاق ورزید یا کراهتی داشته باشید، به دست امام خود بسپارید. به خدا سوگند اگر در پیروی از حکومت (امام) اخلاص نداشته باشید، خدا دولت اسلام را از شما خواهد گرفت که هرگز به شما باز نخواهد گردانید و در دست دیگران قرار خواهد داد.

امام علی(علیه السلام)

 

این مبحث را با نگاهی گذرا به حقوق دولت و ملت آغاز می کنیم:

اساس تکریم نظام اسلامی یا تضعیف آن وابسته به نوع رویکرد مردم به آن است و رویکرد مردم (ملت) به دولت و نظام، منبعث از معرفت نسبت به حقوقی است که دولت و ملت بر عهده دیگر دارند، لذا این مطلب را از منظر امام علی(ع) بررسی می کنیم.

حضرت می فرمایند: و در میان حقوق الهی، بزرگترین حق، حق رهبر بر مردم و حق مردم بر رهبر است، حق واجبی که خدای سبحان، بر هر دو گروه لازم شمرد… و آنگاه که مردم حق رهبری را ادا کنند، و زمامدار حق مردم را بپردازد، حق در آن جامعه غرت یابد، و راه های دین پایدار و نشانه های عدالت برقرار، و سنت پیامبر(ص) پایدار گردد، پس روزگار اصلاح شده و مردم در تداوم حکومت، امیدوار و دشمن در آرزوهایش مایوس می گردد.

اما اگر مردم بر حکومت چیره شوند، یا زمامدار بر رعیت ستم کند، وحدت کلمه از بین می رود، نشانه های ستم آشکار، و نیرنگ بازی در این زمان می گردد، و راه گسترده سنت پیامبر(ص) متروک، هوا پرستی فراوان، احکام دین تعطیل، و بیماریهای دل فراوان شود. (2)

از این عبارات چنین نتیجه می گیریم که تضعیف دولت با نظام اسلامی موجب می شود که:

 

اولاً، وحدت کلمه میان مردم و نظام از میان می رود و شکاف میان ملت و دولت ایجاد می گردد ثانیاً، عرصه برای ظلم وستم، مهیا می شود و ثالثاً، بیماریهای روحی و روانی، رو به گسترش می نهند.

 

و اینها همه، بخشی از آسیبهای ناشی از شکاف بین ملت و دولت و یا تضعیف دولت به وسیله پاره ای از اقشار مردم، می باشد. اینک زمان پاسخ دادن به یک پرسش مهم است و آن بررسی علل و عوامل موثر در تضعیف یا توهین به نظام اسلامی است.

 

زمینه های روانشناختی و جامعه شناختی این پدیده

پدیده مورد بحث، موضوعی پیچیده و چند عاملی می باشد و ناگزیر باید به برخی از مهم ترین آنها اشاره نمود. بررسی اجمالی بیانگر تاثیر عوامل زیر در تکوین پدیده مذکور می باشد:

 

1) عدم درک دقیق و کامل نسبت به مبانی نظام اسلامی

وجود عامل جهل از یک سو و بغض و غرض در دیرین نسبت به انقلاب اسلامی و یا نظام موجود، از سوی دیگر، می تواند عامل تضعیف و در نهایت توهین به نظام تلقی شود.

 

2) ارتباط دادن عملکرد برخی از مسئولان به اسلام و نظام اسلامی

عملکرد پاره ای از مسئولان در سطوح مختلف نظام، ناموفق و نادرست بوده است و قابل نقد و تحلیل منتقدانه می باشد و برخی مایلند این نوع رفتارها را به نظام و یا اسلام منتسب نموده و در نهایت موجب دلسردی از نظام اسلامی را فراهم آوردند. در حالیکه باید بین اسلام و عملکرد مسلمین و نیز میان نظام اسلامی و عملکرد برخی از مسئولان نظام، تفکیک قائل شد.

 

3) محدود و یا قطع شدن منافع گروهها و افراد وابسته به رژیم سابق

پیروزی انقلاب اسلامی، منجر به قطع شدن منافع بعضی ها شد و در نتیجه عده ای از آنها فرار را بر قرار ترجیح داده و آنهایی که ماندند، خود و فرزندانشان از همان ابتدا به چشم بغض و کینه به انقلاب و نظام اسلامی می نگریستند و اکنون نیز می نگرند.

 

4) تاثیر یکجانبه از رسانه ها و ماهواره های غربی

برای برخی، هر آنچه با نام غرب عرضه شود دارای اعتبار است. در عرصه پیام رسانی نیز همین رویکرد حاکم است و لذا منابع رسانه ای و ماهواره ای غرب را دارای دقت و صحت بالا می دانند در مقابل برای منابع داخلی، اعتبار و اعتمادی قائل نیستند.

 

5) فقدان تحلیل دقیق رویدادها و تحولات منطقه و جهان

عده ای که در بالا مورد اشاره قرار گرفتند، حتی اجازه برخورد منتقدانه با رسانه های بیگانه را به خود نمی دهند. مشکل دیگر این گروهها، کانالیزه شدن منابع اطلاعات از مسیر مشخص و واحدی که قبلاً برای آنان، اعتماد سازی نموده است.

 

6) عدم پاسخگویی برخی مسئولان به نظام، رهبری و مردم

متاسفانه برخی از مسئولان به دلیل عملکرد ضعیف خویش قادر به پاسخگویی نبوده و نیستند و لذا انعکاس آن به پای نظام اسلامی نوشته می شود.

 

7) عدم تحقق کامل قانون بررسی اموال و دارایی مسئولان نظام

متاسفانه با وجود پایبندی رهبر معظم انقلاب برخی به دلیل اموال بادآورده و مشکوک، قادر نبوده و نیستند، صورت دارایی های خود را در اختیار مراجع و مقامات…قوه قضائیه قرار دهند و تصویر موهنی از خویش را در ذهن جامعه ایجاد نموده اند که از نگاه ساده اندیشان، به حساب نظام اسلامی منظور می شود.

 

8) وابستگی عمیق به فرهنگ غرب

یکی از دستاوردهای پیروزی انقلاب اسلامی، آشکار شدن تضاد فرهنگ غرب با فرهنگ و اندیشه اسلام است، و نتیجه این تضاد، تحقیر ارزشهای اسلامی از جانب غرب و دلبستگی و خود باختگی از طرف سر سپردگان داخلی به غرب است.

 

9) تعارض اسلام و آزادی بی مرز

غرب به لحاظ دشمنی ها و کینه توزیها، چنین وانمود کرده است که اسلام با آزادی سر سازگاری ندارد. در حالیکه اسلام، ضمن تاکید بر آزادی و آزادگی انسان، با بی حد و مرز بودن آزادی موافقت نداشته و ندارد و این امر به مذاق آنانی که در جستجوی آزادی غربی اند خوش نیامده است.

 

10) نیات و اغراض سیاسی و آلوده

از مولفه های تعیین کننده در جهان امروز، دستیابی به دانش هسته ای در خدمت مقاصد صلح آمیز است و ایران اسلامی نیزگام در میدان چالشهای هسته ای نهاده و به موفقیت هایی نیز دست یافته است، چنین درخششی برای امریکا و اردوگاه غرب، به معنای تهدید منافع اقتصادی آنهاست و لذا برچسب غیر صلح آمیز بر این تحولات نهاده و آن را در جهان به صورت شایعه ای غرض آلود منتشر کرده اند. برخی افراد ساده اندیش نیز هماهنگ با این صدای آزاردهنده انگشت اتهام را بر جمهوری اسلامی ایران می نهند.

 

پیشنهادها و راهکارها

این بخش از مقاله را در دو مرحله مورد بررسی قرار می دهیم:

 

اول:در سطح برخوردهای اجتماعی

چنانچه در بخشی از آحاد جامعه نظیر نوجوانان و جوانان، شاهد رویکرد منفی به نظام اسلامی هستیم، باید به نوعی اعتماد سازی اقدام نمود، البته اعتماد سازی، فرایندی نسبتاً تدریجی بوده و به مرور زمان آثار خویش را بر جای می نهد، با اینحال انجام پاره ای اقدامات زیر ضروری است:

 

1) التزام علم و عمل

مسئولان نظام باید ملتزم به این امر باشند که آنچه را به مردم و جوانان تعهد می کنند، محقق سازند.

 

2) تقویت وجدان کاری

عامل دیگری که در پدیده اعتماد سازی تاثیر عمیقی دارد، انجام کارها به نحو کامل می باشد که چنین پدیده ای متکی بر داشتن وجدان کاری بالا است.

 

3) ساده زیستی مسئولان

مسئولان نظام زندگیشان و دارایی شان، بعضاً در زیر ذره بین دیدگان تیز بخشهای جامعه قرار می گیرد، پاکی و ساده زیستی مسئولان یک تکلیف الهی و ملی است.

 

4) تبیین خدمات و آثار

مسئولان و دولتمردان محترم و فعال. هرازگاه، مردم را در جریان اقدامات و کارهای انجام شده قرار دهند تا ظرفیت اعتماد سازی مردم به نظام و مسئولان، رشد و بالندگی بیشتری می یابد.

 

دوم:در سطح بر خوردهای فردی

این بخش مکمل بخش اول، تلقی می شود. در این بخش، وظایف ما نسبت به افرادی که نگرش منفی به نظام دارند، مطرح می شود که عمدتاً عبارتند از:

 

1) روشنگری و بازنمایی حقیقت

در اولین گام با بیان حقیقت باید او را نسبت به موضوع، آگاه نماییم و دست کم اطلاعات غلط مورد بحث را تصحیح و ترمیم نماییم.

 

2) روش گفتار ملایم

استفاده از بیان موثر و ملایم، مخالفان سر سخت را هم به عقب نشینی وادار می کند.

 

3) پرهیز از دشنام گویی

در مواجهه با افراد معترض به نظام، نباید به شیوه دشنام عمل نمود، لذا قرآن کریم می فرماید: به کسانی که به غیر از خدا، دعوت می کنند(مشرکند) دشنام ندهید، چه بسا آنان از روی ستم و جهل به خدا دشنام دهند. (3)

 

4) حفظ سلامت برخورد و ارتباط

وظیفه ای که ما در قبال افراد بد بین و معترض داریم، حفظ سلامت برخورد و ارتباط انسانی است.

 

5) محدودیت جذب و حضور افراد بدبین به نظام

افرادی که نگرشی منفی به نظام و عملکرد مسئولان دارند، گرچه قابلیت تغییر و تحول فکری را دارند تا زمانیکه اطمینان کامل از روحیه همکاری و همدلیشان وجود ندارد، در جذب آنان به بدنه نظام و به ویژه عرصه های تصمیم گیری، محدودیت به عمل آوریم.

منبع : صراط

ارسال توسط : الزهراء "س"

نظر مخاطبان:


    id="respond">نظر شما:
    1- گزینه های ستاره دار الزامی می باشند.
    2- ایمیل شما نمایش داده نمی شود.
    3- لطفا جهت دریافت پاسخ نظر خود حتما ایمیل خود را بصورت صحیح وارد نمائید.
    نام *
    ایمیل *
    سایت


    + 4 = پنج