راهكارهاي نهادينه كردن حجاب در جامعه | الزهراء


راهكارهاي نهادينه كردن حجاب در جامعه

تاریخ ارسال : ۲۸ مهر, ۱۳۹۱ | بازدید : 1,208 | طبقه بندی : حجاب

گاهي اوقات به چيزي اعتقاد ذهني داريم، اما تبديل به باور قلبي كه بتوان با آن پيوند برقرار كرد، نشده است. بايد نسبت به حجاب اغناي ذهني صورت گيرد، يعني حساسيت ها به سمت حجاب بيشتر شود و مردم نسبت به آن التزام عملي پيدا كنند. مردم نسبت به مسئله حجاب و اقامه آن حساس شوند، چراكه برخي افراد به حجاب اعتقاد دارند، علاقه مند هم هستند و التزام عملي هم دارند، اما نسبت به گسترش آن در جامعه حساس نيستند.

براي اينكه ويژگي هاي مرتبط با بحث حجاب محقق شود، مردم بايد تربيت شوند، تربيتي جامع از نظر ذهني، تمايلات و احساسات لازم است؛ حس زيبايي شناختي آنها همان حسي باشد كه خدا و پيامبر اكرم (ص) مي گويند يعني خير را خير و شر را شر ببينند و ارزش هاي ديني براي آنان جا افتاده باشد.

 

خداوند در سوره حجرات آيه هفت خطاب به مسلمانان مي فرمايد: «الله حبب ليكم ال يمان وزينه ف ي قلوب كم وكره ليكم الكفر والفسوق والع صيان؛ خدا ايمان را براي شما دوست داشتني گردانيد و آن را در دل هاي شما بياراست و كفر و پليدكاري و سركشي را در نظرتان ناخوشايند ساخت»، يعني حس زيبايي شناسي به گونه اي شكل گرفت كه ايمان را زيبا و كفر و عصيان را زشت ببينند.

 

بنابراين مردم بايد تربيت شوند، به گونه اي كه حس زيبايي شناسي آنان در مقياس ديني شكل بگيرد؛ براي اينكه حجاب در جامعه آن گونه كه شايسته است مطرح شود، بايد ابعاد وجودي، قدرت تبيين و دفاع از حجاب را تقويت كنيم تا سبك زندگي مردم سبك زندگي متدينانه شود.

 

سبك زندگي مردم در جامعه اي كه سبك زندگي آن مصرفي و مرزهاي بين مسلمانان و كفار كم رنگ شده، به گونه اي ديگر است و نمي توان حجاب را به آن سنجاق كرد. رسانه هاي جهاني شده سبك زندگي غربي را به خورد ما مي دهند. ديگر دلالت مطابقي بر بحث حجاب وجود ندارد و در وضعيتي به سر مي بريم كه لازمه اش بي توجهي به حجاب است، از اين رو در مباحث تربيتي بايد دنبال دلالت هاي التزامي بگرديم.

 

در بحث حجاب بايد الگوي زيست متدينانه را طراحي كنيم كه اين الگو لوازم خود را به همراه مي آورد؛ در اوايل انقلاب هيچ بحثي از حجاب نمي شد و همه بحث ها سياسي بود، اما مردم محجبه شدند، چراكه گفتمان انقلاب اسلامي يك سبك زندگي جديدي را متناسب با انقلاب بر روي كار مي آورد كه لوازم خود را كه يكي از آن لوازم حجاب بود، مي طلبيد.

 

براي نهادينه كردن حجاب بايد الگوهاي سبك زندگي اصلاح شود. ابتدا منافيات حجاب مانند شراب و موسيقي، بايد كنترل شود؛ در روايت داريم «الغناء رويت الزنا؛ موسيقي حرام مقدمه افتادن به زنا و شهوت حرام است.» سيستم تربيتي ما در دين سيستم طب سوزني است، وقتي در حجاب مشكل داريم، مي گويد برو موسيقي را كم كن، سراغ شراب نرو. مي خواهيد روزي تان زياد شود مي گويد برو استغفار كن و مي خواهيد اعتقادها قوي شود، مي گويد برو دستي بر سر يتيم بكش.

 

بايد به تربيت جنسيتي بپردازيم، يعني زن را براي زن شدن و مرد را براي مرد شدن پرورش دهيم؛ الان با توجه به سيستم آموزشي كشور، دختر، زن بودن خود را و پسر، مرد بودن خود را به رسميت نمي شناسد؛ بايد وقار و غيرت مردم تأمين شود، الآن زن در امور خانوادگي غيرتمند است، يعني حواسش به اين است كه مرد به زن ديگر نگاه نكند؛ يعني توجهش از او به جاي ديگر معطوف نشود، اما مرد دارد روز به روز بي توجه تر به غيرت مي شود. ويژگي هاي مردان و زنان در حال تضعيف شدن است، دختري كه فارغ التحصيل نظام مدرسه اي است براي شغل، آرزوهاي بزرگي بالاتر از ازدواج و فرزندداري دارد و وقتي وارد خانه مي شود مي خواهد شوهر را مديريت كند.

 

اگر قرار باشد حجاب در جامعه جا بيفتد بايد مرد با خصال مردانه و زن با خصال زنانه زندگي كنند و كل نظام اجتماعي پشتيبان مرد در ايفاي نقش مردانه و پشتيبان زن در ايفاي نقش زنانه باشد و به زن بايد سازش پذيري و به مرد قدرت مديريت را آموزش دهد.

 

بايد بتوان به درستي تحليل كرد كه اين بدپوشي ها تا چه ميزان جنسي است و تا چه ميزان بحث هويتي است. محجبه بودن اعتقاد بسياري از دختران است، اما از نظر رفتاري، رفتارشان با حجاب نيست، احساس مي كنند در باحجابي تحقير مي شوند. اين نحو پوشش را براي ابراز هويت مي خواهند؛ يعني حقارت و عزت اجتماعي جايش عوض شده است. حساسيت مردم نسبت به معروف و منكر عوض مي شود، به منكر امر مي كنند و از معروف نهي مي كنند و تحول به گونه اي است كه جاي اينها عوض مي شود.

 

حوزه براي انجام رسالت خود بايد در چند عرصه فعاليت كند؛ در بحث هايي كه ناظر به توليد معنا و مفهوم و توليد انديشه است مانند بحث عفاف و حجاب، اقناع علمي درست كند و آن را به زبان هاي مختلف ترويج دهد. گاهي در زمينه حجاب حرف علمي داريم، اما حرف علمي براي فهم مردم تبديل نشده و نهادهاي مبدل نداريم كه براي اقشار مختلف اين حرف ها را به زبان مختلف بزنند. اينجا استفاده از زبان هنر براي رواج برخي ديدگاه ها و انديشه ها موثر است.

 

مقابله با متخلف در جامعه اي كه در آن بي حجابي ناهنجاري است و مردم آن را بد مي دانند ساده است، چراكه احساس و افكار عمومي پشت سر شما است، اما گر بدحجابي تبديل به هنجار شد، وقتي بخواهيد وارد شويد، مقابل مردم هستيد. مردم از جمع كردن چاقوكش ها حمايت مي كنند، چراكه هنوز چاقوكشي تبديل به هنجار نشده است.

 

در جامعه فردگرا هر كس زندگي خود را مي كند و اگر قرار باشد به همديگر گير دهيم اختلافات اجتماعي ايجاد مي شود؛ امر به معروف و نهي از منكر درجامعه اي جواب مي دهد كه پيوند اجتماعي براساس همبستگي اجتماعي تعريف شده باشد و در جامعه اي كه ارزش هاي جمع گرايانه بر آن حاكميت دارد امر به معروف و نهي از منكر جا مي افتد، اما جامعه اي كه در حال فردگرا شدن است، تلقي از امر به معروف و نهي از منكر دخالت! است و كسي كه آمر به معروف و ناهي از منكر است مزاحم زندگي مردم به شمار مي رود.

ارسال توسط : الزهراء "س"

نظر مخاطبان:


    id="respond">نظر شما:
    1- گزینه های ستاره دار الزامی می باشند.
    2- ایمیل شما نمایش داده نمی شود.
    3- لطفا جهت دریافت پاسخ نظر خود حتما ایمیل خود را بصورت صحیح وارد نمائید.
    نام *
    ایمیل *
    سایت


    3 + هشت =