درباره بیماری “خود آوینی بینی” مزمن | الزهراء


درباره بیماری “خود آوینی بینی” مزمن

تاریخ ارسال : ۱۸ آبان, ۱۳۹۱ | بازدید : 1,337 | طبقه بندی : فرهنگ و هنر

اگر سید مرتضی آوینی به دلیل تسلط و احاطه اش نسبت به حوزه هایی که در آنها سخن می گفت بیانی صریح و برنده داشت ” خود آوینی بین ها” بیان تندشان را وسیله ای برای پوشاندن عدم احاطه گرفته اند.

***

یکی از آسیب های جدی تنبلی فرهنگی آن هم برای فعالان فرهنگی نقش بازی کردن است. نقش بازی کردن ساده تر از کتاب خواندن است. این را بازیگران فرهنگی ما خیلی خوب اثبات کرده اند.البته به این دسته سیاسی ها را هم اضافه کنید.
ماجرا از کجا شروع شد؟ داستان از همان جایی شروع شده که فعالان سیاسی اجتماعی و فرهنگی ما به این نتیجه رسیدند که نه حوصله اش را دارند و نه فرصتی را که ده ها سال وقت بگذارند تا هویتی برای خودشان درست کنند و بعد از آن بشوند یک برند. بهترین راهی هم که پیدا شد این بود که بیایند و از چهره های از پیش ساخته استفاده کنند آن هم آنهایی که صاحبانشان الان در قید حیات نیستند؛ آن یکی در سیاست شد “فلانی” دوم و این یکی در فرهنگ شد “فلانی ” عصر ما و البته دریغ از یک نفر که خودش باشد و چیزی را از چنته ی خودش رو کند.

کار جایی بیخ پیدا می کند که این خود اسطوره بینی از نقاب زدن و برچسب بر خود زدن گذشته و تبدیل به “ادا” شود آن وقت است که کم کم سوژه خودش هم باورش می شود و قصه ی آن رند می شود که به دروغ گفت فلان جا آش می دهند و آنقدر از او استقبال شد که خودش هم باور کرد و در صف آش ایستاد. اینجا دیگر نمی توانی متقاعدش کنی و قص علی هذا.
در بین فرهنگی ها بیماری های قبلی “خود شریعتی بینی” و “خود مطهری بینی” قدمت بیشتری داشت اما برای جوان تر ها که تیپ های شیک تر را می پسندند “خود آوینی بینی” مذاق ها خوش می آمد. هر چه که بود سید مرتضی آوینی گذشته ای در روشنفکری داشت و از این سود محدوده کلامش و نظراتش در هنر و ادبیات و اندیشه و خصوصا سینما وسیع تر از حوزه های دیگر به چشم می آمد و این ها همه متناسب با زمانه ما بود و هست.

اگر سید مرتضی آوینی به دلیل تسلط  و احاطه اش نسبت به حوزه هایی که در آنها سخن می گفت بیانی صریح و برنده داشت ” خود آوینی بین ها” بیان تندشان را وسیله ای برای پوشاندن عدم احاطه گرفته اند. عجیب نیست اگر در میان آنها بشود نشانه هایی از مخالفان آوینی هم دید؛ که البته در همان دوران حیات او هم این بیان تند را داشتند اما با این تفاوت که الفاظشان متفاوت با امروز بود.
دایره واژگانی مرتضای آوینی در آثارش جان پناه خوبی برای پنهان شدن مبتلایان به مرض “خود آوینی بینی” است اما مساله  این است که برای رسیدن به تسلط به چنین دایره ی واژگانی باید آثار او را به دقت خواند و این همان چیزی است که رخ نمی دهد و در نهایت چند اصطلاح مشهور تبدیل می شود به نشانه و سمبل.
در محتوا نیز فحش دادن و بد وبیراه گفتن جای تحلیل و استدلال را می گیرد و آدم ها همان هستند و تنها سپرها عوض می شود.بیماری “خود آوینی بینی مزمن” از آن بیماری هایی است که در هر عصری امکان همه گیری اش هست؛ به بیماری های یکی دو دهه ی قبلش اشاره کردیم؛ اشاره ای هم به بیماری چند قرن پیشش می کنیم و تمام.
حتما در کتاب های درسی در سال های پیش این شعر را خوانده اید “بود بقالی و او را طوطی ای”. این شعر مولوی حکایت طوطی ای بود که بر اثر حادثه ای پرهای سرش ریخت و به اصطلاح امروز کچل شد و البته لال. طوطی قصه مولوی لال ماند تا روزی درویشی سر تراشیده دید؛ ناگهان زبان باز کرد و آن درویش را با خودش مقایسه کرد” کز قیاسش خنده آمد خلق را/ کو چو خود پنداشت صاحب دلق را”…و در نهایت”کار نیکان را قیاس از خود مگیر/ گر چه باشد در نبشتن شیر، شیر”.

منبع: سخن روز  / خبرگزاری مشرق

ارسال توسط : خادم الزهراء(س)

نظر مخاطبان:


id="respond">نظر شما:
1- گزینه های ستاره دار الزامی می باشند.
2- ایمیل شما نمایش داده نمی شود.
3- لطفا جهت دریافت پاسخ نظر خود حتما ایمیل خود را بصورت صحیح وارد نمائید.
نام *
ایمیل *
سایت


سه + = 8