ازدواج دوم | الزهراء


ازدواج دوم

تاریخ ارسال : ۱۷ دی, ۱۳۹۱ | بازدید : 2,017 | طبقه بندی : شهدا

اولين ديدار با او
56362بعد از خواستگاري رسمي ، يك روز جمعه در خانة آقاي نادري با آقا مهدي صحبت كردم .
مسائلي مطرح شد . مثل نحوة ازدواج ، زندگي ، مسائل جنگ و … . راستش را بخواهيد متأسفانه آن روز ، من آقا مهدي را نديدم .
ايشان هم اصلاً مرا نديد . هر دو ، سر به زير نشسته بوديم . لباس آقا مهدي ، يك اوركت و يك شلوار بسيجي بود . بعد از اين ديگر ايشان را نديدم تا قبل از عقد .
خواهرهاي آقا مهدي تا قبل از عقد به او اعتراض مي كردند كه وقتي او را نديدي ، چرا قبولش كردي؟ شايد ايرادي داشته باشد .
آقا مهدي گفته بود : ازدواجم به خاطر خداست . به خاطر اسلام است .

ازدواج دوم

در همان برخورد اولمان بود. به من گفت: «شما مي دونيد من قبلاً ازدواج کردم و اين ازدواج دوم من است؟»

انتظار نداشتم، گفتم: «نه! به من نگفته بودند.»

گفت: «شما بايد بدونيد من قبلاً با جبهه و جنگ ازدواج کرده ام، شما همسر دوم من هستيد.»

همه چيز را رک و پوست کنده گفت.

گفت: «انتهاي راه من شهادت است و اگر جنگ هم تمام شود و من شهيد نشوم هر کجاي دنيا که جنگ حق عليه باطل باشد، مي روم آنجا تا شهيد شوم.»

خبر شهادتش را که آوردند، براي من غيرمنتظره نبود. آمادگي اش را داشتم.

5
اشكال دارد خانوم !
زندگي كردن با افرادي مثل آقا مهدي سختي دارد . من هم سختي كشيدم .
از اين شهر به آن شهر سفر كردم . نگران و مضطرب بودم .

هر لحظه منتظر خبرهاي ناگواري بودم ؛ اما بهترين دوران زندگي ام در كنار ايشان بود .
زندگي با آقا مهدي خيلي شيرين بود . يكبار، خودكاري از ميان وسايلش برداشتم تا برايش چيزي بنويسم .
وقتي متوجه شد ، نگذاشت . گفت : خودكار مال من نيست . مال بيت المال است. گفتم : مي خواستم دو سه كلمه بنويسم ، همين !
گفت : اشكال دارد خانوم .

همسر فرماندة لشكرم ؟
آن شب نان نداشتيم . قرار شد كه آقا مهدي ، عصر آن روز زودتر بيايد و نان بخرد ؛ چرا كه شب درخانة ما با رزمندگان جلسه داشت .
به هرحال آن شب دير آمد و نان هم نياورد . ظاهراً به بچه هاي تداركات لشگر گفته بود كه آنها با خودشان نان بياورند .
وقتي او به خانه آمد ، روي دستش پنج شش قرص نان بود . هنوز حرف نزده ، رو كرد به من و گفت : اين نان ها مال رزمنده هاست .
به شوخي به او گفتم : من هم همسر رزمنده ام ! او خنديد . من آن شب ، نان خرده هاي شب هاي قبلي را خوردم .

ارسال توسط : خادم الزهراء(س)

نظر مخاطبان:


    id="respond">نظر شما:
    1- گزینه های ستاره دار الزامی می باشند.
    2- ایمیل شما نمایش داده نمی شود.
    3- لطفا جهت دریافت پاسخ نظر خود حتما ایمیل خود را بصورت صحیح وارد نمائید.
    نام *
    ایمیل *
    سایت


    پنج + 4 =