امام جعفرصادق (ع) و کنترل هیجان غم | الزهراء


امام جعفرصادق (ع) و کنترل هیجان غم

تاریخ ارسال : ۱۰ بهمن, ۱۳۹۱ | بازدید : 1,132 | طبقه بندی : دیگر

یبسیبesیکی از امور مهم برای شناسایی روان انسان، هیجان شناسی ست. درباره هیجانهایی مثل خشم، اضطراب و ترس، نفرت، شادی، غم و غیره مطالبی را می توان در کتابهای روانشناسی پیدا کرد. در اینجا به کمک مطالعه گوشه ای از زندگی امام صادق علیه السلام می خواهیم به یکی از راه های کنترل غم اشاره کنیم.

 

 

هیجانها حالاتی شدید اما کوتاه مدت هستند و بعد از مدت کوتاهی از شدت آنها کاسته می شود، بنابراین ممکن است در همان مدت کوتاه، باعث آسیب گردند. بحث مهمی که درباره هیجانها وجود دارد، آن است که چگونه می توانیم آن را کنترل کنیم که به اصطلاح به آن تنظیم هیجان می گویند. این امر درباره همه هیجانها صادق است، مثلا خشم افسار گسیخته سبب پشیمانی فرد می شود. غم نیز هیجان است و اگر هدایت نشود می تواند تخریبگر باشد. در اینجا به دنبال یافتن الگویی انسانی هستیم که حد بالایی از تسلط بر هیجان ها را برای ما نمایش داده است که بزرگ بزرگان ما و مولای موالی ما، ابوعبدالله جعفر الصادق علیه السلام است و به این بهانه، دو واقعه در زندگی آن فرزند پیامبر صلی الله علیه وآله را در خصوص تسلط بر هیجان غم بازخوانی می کنیم.

 

واقعه اول – کلینی به اسناد خود از علاء بن کامل روایت می کند: نزد ابوعبدالله(یعنی امام صادق علیه السلام) نشسته بودم. زنی از درون خانه ایشان شیون کرد، امام برخاست، سپس نشست و «انا لله و انا الیه راجعون» گفت و به گفتاری که داشت ادامه داد و آن را پایان داد. سپس گفت: ما دوست داریم در جانها و مالهای خود بی گزند باشیم اما چون قضای الهی رسید، ما را نرسد چیزی را دوست داریم که خدا برای ما دوست نمی دارد. (کافی، ج3، ص226)

 

واقعه دوم – امام صادق علیه السلام پسر بزرگی به نام اسماعیل داشت که بسیار مومن و محبوب امام بود. در کتاب «عیون اخبار الرضا علیه السلام» آمده است که چون خبر مرگ اسماعیل بدو رسید، بر سر سفره بود و مهمانانی داشت. او همچنان آنان را پذیرایی کرد غذا جلویشان می گذاشت. آنان که اثری از اندوه در چهره ایشان نمی دیدند تعجب کردند و وقتی غذا تمام شد گفتند: ای پسر پیامبر! چیز عجیبی دیدیم. چنین فرزندی را از دست دادی اما حال شما اینگونه است.

امام فرمود: چرا نباشم؟، که خبر راستگوترین راستگویان(یعنی خدا) به من رسید که من و شما می میریم. مردمی مرگ را شناختند و آن را پیش چشم خود داشتند و منکر آن نشدند که مرگ آنان را خواهد ربود و تسلیم امر آفریدگار خود گشتند.(عیون اخبار الرضا علیه السلام، ج2، ص2)

 

از این دو واقعه نکته های کاربردی فراوانی برای زندگی خود می توانیم بیاموزیم که به پنج مورد از آنها اشاره می کنیم:

یبسیبes

یک – حوادث دنیا هر قدر هم که تلخ و ناگوار باشند، قابل تحمل هستند؛ هر کس خود را در برابر مشکلات ناتوان می بیند، در حقیقت بزرگی خودش را نادیده گرفته است و هنوز سر بلند نکرده است که نگاهی وسیعتر به جهان بیندازد.

 

دو- پیدا شدن ناگواریها نباید ما را در انجام کارهای درستمان سست کند. امام صادق علیه السلام با اینکه خبر درگذشت عزیزی را شنید، کار درستی که در دست داشت، رها نکرد تا بدون فایده بی تابی کند. حتی موقع غذا خوردن، مراقبت نمود که میهمانان بتوانند راحت غذای خود را بخورند. آیا سزاوار است ما در برابر مشکلات کوچک خود افسرده و بیکاره و ناامید شویم؟

سه – قلب اولیاء خدا پر از محبت است. از مرگ عزیز خود غصه دار می شود اما محبتی که به خدا دارد از بقیه چیزها بیشتر است. در نتیجه به قضای خدا راضی می شود و بی تابی نمی کند. یک لحظه می ایستد و می نشیند و « انا لله» می گوید و سوگواری و تشییع و تدفین را به وقت مناسب خود، یعنی بعد از کاری که اکنون در دست دارد می سپارد.

 

چهار – به علت آنکه می دانیم مرگ حق است و حتما پیش می آید، باید مراقب باشیم که آن را هیچگاه از یاد نبریم. مولای ما حضرت صادق علیه السلام اینگونه بود و آنچه درباره مرگ آگاهان فرموده است، در درجه اول درباره خودش صادق است که « مردمی مرگ را شناختند و آنان را پیش چشم خود داشتند و منکر آن نشدند که مرگ آنان را خواهد ربود و تسلیم امر آفریدگار خود گشتند.»

 

پنج – بخلاف آنچه تصور می شود، یاد مرگ کردن افسردگی نمی آورد، بلکه توان انسان را در ادامه دادن زندگی و حرکت استوار خود بسیار می افزاید و بعلاوه در هنگام هجوم سختی ها و مصیبتها نیز افسردگی را از بین می برد.

ارسال توسط : الزهراء "س"

نظر مخاطبان:


    id="respond">نظر شما:
    1- گزینه های ستاره دار الزامی می باشند.
    2- ایمیل شما نمایش داده نمی شود.
    3- لطفا جهت دریافت پاسخ نظر خود حتما ایمیل خود را بصورت صحیح وارد نمائید.
    نام *
    ایمیل *
    سایت


    6 + یک =