دعا کن! | الزهراء


دعا کن!

تاریخ ارسال : ۱۲ دی, ۱۳۹۰ | بازدید : 1,072 | طبقه بندی : شهدا

قبل از شروع مراسم عقد، علي آقا رو به من کرد و گفت: «شنيده ام که عروس در مراسم عقد هر چه از خداوند بزرگ بخواهد اجابتش حتمي است». نگاهش کردم و گفتم: چه آرزويي داري؟ در حالي که چشمان مهربانش را به زمين دوخته بود .

گفت: «اگر علاقه اي به من داريد و اگر به خوشبختي من مي انديشيد، لطف کنيد و از خدا برايم سرانجام با شهادت را بخواهيد.» از اين جمله ي علي تنم لرزيد. چنين آرزويي براي يک عروس، در استثنايي ترين روز زندگي، بي نهايت سخت بود، سعي کردم طفره بروم اما علي قسم داد. در اين روز اين دعا را در حقش کرده باشم، به ناچار قبول کردم

اجابت شد

هنگام خطبه عقد از خداوند بزرگ، هم براي خودم و هم براي علي طلب شهادت کردم و بلافاصله با چشماني پر از اشک نگاهم را به صورت علي دوختم، آثار خوشحالي در چهره اش آشکار بود. از نگاهم فهميده بود که خواسته اش را به جاي آوردم. مراسم ازدواج ما در محضر شهيد محراب آيت الله مدني و تعدادي از برادن پاسدار برگزار شد و نمي دانم اين چه رازي است که همه پاسداران اين مراسم، داماد مجلس و آيت الله مدني، همگي به فيض شهادت نائل آمدند!

ارسال توسط : خادم الزهراء(س)

نظر مخاطبان:


    id="respond">نظر شما:
    1- گزینه های ستاره دار الزامی می باشند.
    2- ایمیل شما نمایش داده نمی شود.
    3- لطفا جهت دریافت پاسخ نظر خود حتما ایمیل خود را بصورت صحیح وارد نمائید.
    نام *
    ایمیل *
    سایت


    یک + = 8