جدایی اصغر از فرهنگ | الزهراء


جدایی اصغر از فرهنگ

تاریخ ارسال : ۷ فروردین, ۱۳۹۱ | بازدید : 1,166 | طبقه بندی : اصغر فرهادی

تحلیل جامعه شناختی از فیلم جدایی نادر از سیمین؛

فیلمی محبوب جشنواره وزارت ارشاد و سینماهای اسرائیل

 

سكانس نخست فيلم، طرح كننده فرضيه اصلي فيلم است
در سكانس نخست كه فوق العاده در فهم فيلم مهم است، كارگردان فرضيه اصلي خود را با مخاطب در ميان مي گذارد، سيمين در پاسخ به چرايي درخواست طلاق از نادر، نيامدن وي به خارج از كشور را بيان مي كند و در پاسخ به اين كه چرا قصد رفتن به خارج از كشور را دارد، مسئله نگراني خود درباره آينده فرزندش «ترمه» را مطرح مي كند، «من ترجيح مي دهم كه (ترمه) تو اين شرايط (ايران) بزرگ نشود»، در واقع فرضيه اصلي فيلم كه «سيمين» بيان كننده آن است این است: فضاي داخل براي تربيت و يا به تعبيري كه در ادامه در فيلم نشان داده می شود، براي زندگي اخلاقي در ايران مناسب نيست و راه حل نيز تنها خروج از ايران است.

آزمون فرضيه در كشاكش چالش بين كاراكتر نادر و راضيه
كارگردان اين فرضيه را در داستاني كه در فيلم تعريف مي كند، به آزمون مي گذارد. شخصيت هاي اصلي فيلم غير از سيمين كه به طور مجزا به آن مي پردازيم، عبارتند از: «نادر» كه يك شخصيت مدرن از طبقه متوسط شهري است و «راضيه» كه يك فرد سنتي مذهبي و از طبقه ضعيف اقتصادي است، هر دو علي رغم تفاوت طبقاتي، منزلتي و فرهنگي، به شدت اخلاقي و چهره هايي موجه هستند كه در چند جاي فيلم مانند تعلق خاطر نادر به پدرش كه آلزايمر دارد و معيارهاي اخلاقي كه در گفتگو با دخترش «ترمه» به آنها تاكيد مي كند و نيز متشرع بودن «راضيه» تا حد سئوال از دفتر مرجع يا مراجع تقليد براي فهم درستي و نادرستي كارها و عمل به آنها بر اساس راهنمايي كه كسب مي كند، نشان داده مي شود. اما با اين تفاوت كه مرجع رفتار اخلاقي راضيه، شريعت و مرجع اخلاقي نادر، اخلاقيلات مدرن كه ريشه در خود بنيادي بشر و نوعي اخلاق كانتي دارد، مي باشد.
پس از درگیری و اتفاقاتی که میان نادر و راضیه رخ می دهد، در دادگاه سئوال محوري از نادر اين است كه آيا شما اطلاع داشتيد كه راضيه باردار است يا نه؟ چرا كه در صورت آگاهي قتل عمد محسوب مي شود و بين 1 تا 3 سال زندان دارد، نادر در پاسخ مي گويد كه نه من اطلاعي از بارداري راضيه نداشتم، راضيه و شوهرش دائماً تاكيد مي كنند كه نادر از بارداري او مطلع بوده است، استناد راضيه براي اطلاع نادر از بارداري به اين مسئله است كه زماني كه او مي خواست شماره تلفن دكتر زنان را از معلم ترمه براي مراجعه به او بگيرد، نادر صحبت هاي وي و معلم ترمه را شنيده است و از بارداري او باخبر شده است كه نادر چنين مسئله اي را رد مي كند و بيان مي كند كه از بارداري راضيه بي اطلاع بوده است، اين مسئله بارها از سوي راضيه و شوهرش ادعا و از سوي نادر نيز انكار مي شود.
در ادامه سكانس هايي در فيلم است كه نشان مي دهد، ترمه نسبت به اظهارات پدر خود مردد است و از وي سئوال مي كند كه واقعاً او نمي دانسته كه راضيه باردار است كه نادر بعد از چند بار انكار و طفره رفتن در نهايت به اين كه از بارداري راضيه باخبر بوده است، اذعان مي كند و دليل مي آورد كه اگر اين مسئله را صادقانه بيان مي كرد، بايد بين 1 تا 3 سال زندان مي كشيده است و به همين منظور اصل واقعيت را انكار كرده است و دروغ گفته است. در يكي از سكانس هاي پاياني فيلم، وقتي قرار مي شود كه نادر با توافق همسرش 15 ميليون تومان به راضيه و شوهرش بدهد و آنها نيز در عوض از شكايت خود صرفنظر كنند، نشان می دهد راضيه نیز مسئله را لاپوشاني می کند يا به تعبير صريح تر دروغ می گوید و برخورد نادر با خود را به عنوان تنها عامل سقط جنين و فرزند خود تلقي مي كند در حالي كه او تصادف خود با ماشين را كتمان كرده است. در سكانسي قاضي از نادر مي خواهد كه دخترش را براي صحبت كردن پيش او بفرستد. ترمه از پدرش سئوال مي كند كه قاضي چه مي خواهد بپرسد كه نادر به لحاظ اخلاقي ترمه را در جريان موضوع سئوال قاضي قرار نمي دهد. قاضي از ترمه مي پرسد كه آيا پدر تو از بارداري راضيه اطلاع داشت و ترمه با اين كه از پدر خود شنيده بود كه پدرش اطلاع داشته است، اما او نيز انكار مي كند كه پدرش اطلاع داشته است و مرتكب فعل دروغي مي شود كه بارها پدرش را بخاطر آن مورد سئوال و جواب قرار داده بود و از آن ابراز ناراحتي كرده بود. در واقع از يك سو فيلم جدايي نادر از سيمين مي گويد كه جامعه ايران در وضعيت و شرايطي است كه موجه ترين طبقات اجتماعي كه مي خواهند اخلاقي زندگي كنند، نمي توانند و علي رغم خواست قلبي خود مجبور به دروغ گفتن هستند كه دروغ در اينجا تنها يك عمل و فعل غير اخلاقي نيست، بلكه مهمترين نماد بي اخلاقي جامعه است. يعني جامعه ايران شرايطي دارد كه نه تنها آدم هاي معمول بلكه موجه ترين آدم هاي جامعه كه مي خواهند زندگي اخلاقي داشته باشند، نمي توانند اخلاقي زندگي كنند. بعد انعكاس اين ناتواني در زيستن اخلاقي به نسل بعد نيز منتقل مي شود و نماد آن نيز «ترمه» است كه علي رغم ميل باطني و تربيت اخلاقي كه شده است و خود جزء منتقدين به دروغ پدر است، اما مجبور به دروغ گويي مي شود و تأثري كه از نظر اخلاقي احساس مي كند، باعث مي شود كه او با حالت گريه به آغوش مادر پناه ببرد، در واقع فرضيه فيلم كه در سكانس نخست بيان شده بود، در يك كش و قوس داستاني اثبات مي شود؛ يعني شرايط جامعه ايران براي زندگي اخلاقي مساعد نيست و آدم ها هر چند موجه و با انگيزه براي زندگي اخلاقي، نمي توانند اخلاقي زندگي كنند كه اين امر دامن گير نسل بعدي (فرزندان آنها) نيز مي شود. بنابراين براي زندگي اخلاقي راهي جزء خروج از ايران نيست.

*
پيش بردن فرضيه فيلم از طريق كاراكتر مثبت سيمين
«سيمين» در واقع قهرمان داستان است كه كارگردان فرضيه اصلي را از زبان او بيان مي كند و پيش مي برد كه تقريباً نقطه منفي در فيلم ندارد، در چند جاي فيلم نشان مي دهد كه «سيمين» يعني صاحب فرضيه خروج از ايران داراي شخصيت اخلاقي است و علي رغم فضاي نامساعد جامعه ايران توانسته اخلاقي بماند، در واقع به كمك هم ذات پنداري كه مخاطب با برخورد مثبت با قهرمان فيلم پيدا مي كند، راه نفوذي براي القاء پيام به مخاطب مي يابد، به طور مثال در سكانس بعد از زد و خورد «نادر» با «شوهر راضيه»، به جاي اين كه «نادر» آسيب ديده باشد، اين صورت «سيمين» است كه آسيب ديده است، اوست که وقتي «نادر» به ضمانت نياز دارد، سند منزل را براي رهايي او از زندان در گرو مي گذارد و نادر را نجات مي دهد و با اين كه «راضيه» آن اعتراف بزرگ را پيش او كرده است، همچنان حاضر است 15 ميليون پول را به «شوهر راضيه» با فروختن ماشين و خودروي خود بدهد، اوست كه وقتي معلم «ترمه» براي شهادت به دادگاه مي آيد و از او مي پرسد كه چه چيزي به دادگاه بگويد كه براي «نادر» بد نشود،مي گويد: به نظر من واقعيت را بگوييد.

* «
جدايي نادر از سيمين» بدون دخترم هرگز ايراني كه گل درشت نيست
در واقع مضمون اصلي فيلم «جدايي نادر از سيمين» با مضمون فيلم ضد ايراني «بدون دخترم هرگز» يكي است؛ يعني هر دو مي گويند، ايران جاي زندگي نيست و هر دو به دنبال خروج از ايران هستند، با اين تفاوت كه آن فيلم پيامش گل درشت است و موجب مقاومت مخاطب ايراني مي شود، اما «جدايي نادر از سيمين» در بافتي دراماتيك و با ظرافت هنري چنين پيامي را به مخاطب القاء مي كند، تفاوت ديگر اين است كه در فيلم «بدون دخترم هرگز» تمركز اصلي در نامناسب بودن ايران براي زندگي بر روي حكومت بر سر كار آمده بعد از انقلاب است، اما در «جدايي نادر از سيمين» تمركز بر وضعيت جامعه ايران است و چندان حكومت ايران مورد نظر نيست.

برای مشاهده کیفیت بالاتر کلیک کنید

* لايه فكري و معرفتي فيلم؛ ترجيح شكاكيت بر يقين
غير از لايه اجتماعي، فيلم داراي لايه فكري و معرفتي نيز مي باشد كه به نوعي در پيوند با لايه اجتماعي نيز مي باشد، فيلم «جدايي نادر از سيمين» در مناسبات معرفتي بر ترجيح شكاكيت بر يقين متمركز است، در واقع مي خواهد بگويد، مشكلات اجتماعي جامعه ايران، ريشه معرفت شناسانه دارد، تنازع، درگيري و ستيزش در فيلم در جايي شكل مي گيرد كه «راضيه» مطمئن و يقين دارد كه عامل سقط جنين او «نادر» است، اما زماني كه به اين مسئله ترديد مي كند و شك مي كند، چالش ها فرو مي نشيند، نادر نيز زماني كه مطمئن است كه مشكلات پيش آمده براي پدرش در اثر سهل انگاري «راضيه» در نگه داري اوست، از او شكايت مي كند و دور تازه اي از تنش ها و ستيزش ها با شكايت وي آغاز مي شود، اما زماني كه پزشك از او مي خواهد تا آثار ضرب و كبودي بدن پدرش را نشان دهد، نادر كه در حال بالا زدن لباس پدر است، با شك كردن در اين مسئله كه شايد آثار كبودي مربوط به سهل انگاري «راضيه» نباشد و مربوط به اتفاقات پيش از آن باشد، از شكايت خود صرفنظر مي كند و با اين شكاكيت منازعه خاتمه مي يابد. كارگردان براي پيش بردن پيام ترجيح شكاكيت بر يقين، موقعيت هاي يقين ساز در داستان را مكتوم نگه مي دارد، «راضيه» بعد از تصادف و حادثه اول سراغ دكتري رفته بود كه معلم ترمه به او معرفي كرده بود و حادثه دوم يعني برخورد «نادر» با او بعد از مراجعه وي از پزشك انجام شده بود، بنابراين «راضيه» نياز به شك كردن و ترديد نداشت، زيرا با مراجعه به پزشكي که پيش از حادثه دوم به آن مراجعه كرده بود، مي توانست يقين كند كه عامل سقط جنين حادثه اول يعني تصادف يا حادثه دوم يعني خشونت «نادر» بوده است، اما كارگردان اين مسئله را در داستان خود مكتوم مي گذارد تا پيام ترجيح شكاكيت بر يقين را پيش ببرد. اين لايه معرفتي مقوم لايه اجتماعي است، چرا كه اين نوع معرفت شناسي نسبي گرا و يقين گريز معرفتي تئوريزه شده در مغرب زمين است كه عامل تساهل و مدارا و عدم خشونت معرفي مي شود و بر عكس معرفت شناسي متكي بر يقين كه معرفت شناسي ايدئولوژيك تلقي مي شود، به دليل ادعاي در اختيار داشتن حقيقت و نفي ديگران به عنوان باطل، همواره منازعه برانگيز و خشونت آفرين است.

*
جامعه شناسي و روانشناسي برخي مخاطبان فيلم
عدم مقاومت در برابر پيام فيلم در دو دسته مخاطب، شامل «مخاطب عام» كه هر شهروند ايراني را در بر مي گيرد و نيز «مخاطب مذهبي» در دسته دوم نيازمند تحليل جامعه شناختي و روانشناسي است، «مخاطب عام» به سبب خصلت جادويي سينما كه موجب برخورد غير فعال مخاطب مي شود و ارائه تصاوير پي در پي و طرح موضوعات گوناگون و پشت سر هم نمي تواند بر كليت فيلم در هنگام تماشاي فيلم احاطه پيدا كند، در فيلم «جدايي نادر از سيمين» نيز به همين دليل، سكانس نخستين فيلم كه فرضيه اصلي فيلم در آن بازگو مي شود در پس حوادث پي در پي نشان داده شده در فيلم از ذهن مخاطب جدا مي شود و مخاطب منفصل از آن به فيلم توجه مي كند و فيلم «جدايي نادر از سيمين» را فيلمي صرفاً ضد دروغ مي پندارد. در حالي كه اين مسئله دروغ در فيلم به عنوان نماد بي اخلاقي در خدمت فرضيه اصلي داستان است كه وضعيت جامعه ايران به شكلي است كه موجه ترين گروه ها و طبقات اجتماعي كه مي خواهند اخلاقي زندگي كنند، نمي توانند و اين وضعيت بد كه بوجود آورنده آن تك تك ما شهروندان ايراني هستيم، اصلاح پذير نيست و تنها راه خروج از ايران است كه مي بينيم بعد از اين حوادث در سكانس پاياني كه باز صحنه دادگاه براي طلاق است، در باور «سيمين» نه تنها خللي پيش نيامده است بلكه او را مصمم تر كرده است و فرزندش «ترمه» را نيز با وي و با عقيده وي همراه كرده است. اما «مخاطب مذهبي» چرا در برابر فيلم مقاومت نمي كند، دليل مضاعف ديگري نيز دارد، «مخاطب مذهبي» نيز فيلم را قطع نظر از فرضيه اصلي و روح كلي فيلم كه در سكانس نخست بيان شده است، مي بيند و تحليل مي كند، مخاطب مذهبي چالشي را كه متوجه كليت جامعه ايران است، را در مناقشه و تضاد بين دو طبقه اجتماعي متفاوت يعني طبقه سنتي مذهبي و نيز طبقه مدرن محدود مي كند و از اين زوايه به آن مي نگرد، در واقع حجم بالاي سكانس و پلان ها كه روايتگر نزاع بين «نادر» و «راضيه» و شوهر اوست، اين تصور در مخاطب مذهبي پديد مي آورد كه نزاع اصلي در فيلم بين دو طبقه مذهبي و مدرن است و اين استرس و اضطراب را دارد كه نكند در نهايت فيلم با غلبه طبقه مدرن بر طبقه سنتي پايان يايد و چون چنين نمي شود و «راضيه» در نهايت از خوردن قسم دروغ به دلايل شرعي اجتناب مي كند، مخاطب مذهبي نفس راحتي مي كشد و خيالش به نوعي آسوده مي شود. در حالي كه مسئله اصلي فيلم تنازع دو طبقه اجتماعي نيست، بلكه كارگردان براي پيش بردن پيام اصلي فيلم خود، موجه ترين طبقات اجتماعي را درگير داستان مي كند تا در نهايت اين جمع بندي را بكند كه مشكل جامعه ايران، اين گروه اجتماعي يا آن گروه اجتماعي نيست، بلكه مشكل كليت جامعه ايراني است كه آن چنان از بنيان آسيب ديده و آلوده است كه موجه ترين طبقات اجتماعي كه مي خواهند اخلاقي زندگي كنند، نيز نمي توانند و راهي جز رفتن از ايران براي زندگي اخلاقي ندارند.

جدايي نادر از سيمين» دولتي ترين فيلم ضد ايراني
نوع مواجهه اي كه مديريت فرهنگي كشور با اين فيلم داشته است، شاخص روشني براي وضعيت مديريت فرهنگي كشور است، فيلم «جدايي نادر از سمين» جز معدود فيلم هايي است كه بعد از انقلاب، اين ميزان مورد حمايت ساختار رسمي كشور بوده است، در جشنواره فيلم فجر بيست و نهم كه برگزاركننده آن معاونت سينمايي وزارت ارشاد و آقاي شمقدري است، با وجود برخي از افراد در هيأت داوران جشنواره مانند آقايان «حسن عباسي» و «ابولقاسم طالبي» اين فيلم در بسياري از رشته ها نامزد سيمرغ و در حوزه هاي فيلمبرداري، صدابرداري و خصوصاً بهترين كارگرداني و بهترين فيلمنامه صاحب سيمرغ بلورين شد. اين فيلم همچنين در مراسم تجلي اراده ملي از وزارت آموزش و پرورش، وزارت علوم، تحقيقات و فناوري و نيز ستاد ديه كشور تقدير مي شود و جايزه دريافت مي كند، آقاي شمقدري حضور اين فيلم در «جشنواره برلين» را نتيجه رايزني خود با مسئولان جشنواره برلين و موافقت خود با حضور اين فيلم در جشنواره برلين بيان مي كند كه اين فيلم در جشنواره برلين خرس طلايي بهترين فيلم و خرس نقره اي بازيگري را دريافت مي كند، معرفي اين فيلم به عنوان نماينده جمهوري اسلامي ايران به جايزه آكادمي اسكار از طرف معاونت سينمايي ارشاد از ديگر حمايت هاي دولتي از اين فيلم است، چرا كه معرفي فيلم ها در جايزه اسكار تنها از طريق دولت ها امكان پذير است و بر خلاف ديگر جشنواره ها فيلمساز مستقيماً نمي تواند فيلم خود را در مسابقه شركت دهد.
اين حمايت ها در بخش معرفي و تبليغ و فروش فيلم نيز انجام شد، صدا و سيما 100 تيزر تبليغاتي رايگان براي فيلم در زمان اكران آن پخش كرد كه این غير از تبليغات زيادي است كه درباره فيلم در برنامه سينمايي هفت انجام شد و اكنون نيز ادامه دارد، برنامه زنده «پارك ملت» كه سئوال بهترين فيلم بعد از انقلاب اسلامي را به مسابقه پيامكي گذاشته بود، تلاش كرد تا از طريق منتقدي كه به برنامه دعوت كرده بود، القاء كند فيلم «جدايي نادر از سيمين» بهترين فيلم بعد از انقلاب اسلامي بوده است، «سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران» مراسم تجليل از فيلم و كارگردان آن را با حضور رييس سازمان برگزار كرد و ….

برگرفته شده از دوهفته نامه 9 دی

 

ارسال توسط : خادم الزهراء(س)

نظر مخاطبان:


id="respond">نظر شما:
1- گزینه های ستاره دار الزامی می باشند.
2- ایمیل شما نمایش داده نمی شود.
3- لطفا جهت دریافت پاسخ نظر خود حتما ایمیل خود را بصورت صحیح وارد نمائید.
نام *
ایمیل *
سایت


دو + = 6