شب بسيجي ها در “هفت” | الزهراء


شب بسيجي ها در “هفت”

تاریخ ارسال : ۲۷ فروردین, ۱۳۹۱ | بازدید : 989 | طبقه بندی : سینما

برنامه ي هفت ديشب قدري با “هفت” هاي  هفته هاي گذشته متفاوت بود. از يك طرف ابوالقاسم طالبي، كارگردان و نويسنده ي سياسي ترين فيلم سينماي ايران ميهمان نقد مسعود فراستي بود و از طرف ديگر دكتر كوشكي با جيراني و معلم در مورد فضاي امروز سينماي ايران به بحث و بررسي پرداخت. ذكر چند نكته در مورد برنامه ي ديشب مفيد به نظر مي رسد:

1. تجربه ي نشستن پاي نقدهاي سختگيرانه ي فراستي ثابت مي كند، فراستي منتقدي نيست كه به راحتي از فيلمي خوشش بيايد و از آن تعريف بكند. هر كارگرداني كه بتواند چنين منتقد بي رحمي را به وجد بياورد، حتما كارش را خوب انجام داده است. تحسين ديشب فراستي از قلاده هاي طلا، مويد همان احساسي بود كه هنگام ديدن فيلم در سينما داشتيم: اين فيلم، فيلم خوبي است، آقاي طالبي دمت گرم!

2. فارغ از بحث فني، چيزي كه نقد ديشب قلاده هاي طلا را لذت بخش مي كرد حضور كارگردان شوخ طبع، صريح و باهوشي بود كه به صراحت خودش را بسيجي مي ناميد و از امام و حضرت آقا نام مي برد. داشتن كارگرداني در سينماي امروز كه بگويد “اگر نتوانم دينم را به شهيدان ادا كنم پس گور باباي برادران لومير و سينمايشان!” واقعا غنيمت است. وجود هنرمندي كه “مسئله” ي اين انقلاب را داشته باشد، دغدغه ي اين نظام را داشته باشد و در عين حال بسيار هنرمندانه و زيركانه كار كند واقعا كيمياست.

3. نگاه هنري به مسائل روز جامعه ظرافت هاي خاص خودش و صد البته دردسرهاي خاص خودش را دارد. حتي ابوالقاسم طالبي بسيجي هم براي ساختن چنين فيلمي با مخالفت برخي كارشناسان اطلاعاتي روبرو مي شود. نه آن كارشناسان اطلاعاتي قصد بدي دارند، نه طالبي نيت سوئي دارد. مشكل در عدم وجود نگاه هنري و درك سينمايي در بعضي سطوح مديريتي است. آمريكايي ها حداقل در اين مورد از ما جلوترند. سريال پر كششي مثل 24، قهرماني مثل جك باور در CTU دارد كه نماد يك اسطوره ي آمريكايي است، اما همين قهرمان در رفتار و زندگي خود نقص ها و اشكالاتي دارد و دقيقا به همين خاطر است كه نزديك و ملموس جلوه مي كند. از طرف ديگر در همه ي فصل هاي اين سريال علاوه بر دشمن خارجي، جاسوسي ضدآمريكايي از درون به كارها ضربه مي زند. آنچه در انتهاي سريال در ذهن مي ماند نه جاسوس خائن كه قهرمان آمريكايي است. نشان دادن يك جاسوس در سطوح مياني وزارت اطلاعات كه با همكاري افراد رده پايين و رده بالاي وزارت دستگير مي شود، نه تنها نقصي به تصوير سربازان گمنام امام زمان وارد نمي كند بلكه قهرمان بودن و پاك بودن اكثريت اين عزيزان را در ذهن حك مي كند.

4. به محض اينكه يك فرد ارزشي به انتقاد از فضاي سينماي ايران مي پردازد موج تهمت ها و افتراها شروع مي شود. ترجيع بند تمام اين تهمت هاي طلبكارانه اين است كه: “شما سينما را نمي فهميد”. تسلط دكتر كوشكي به فيلم هاي سينمايي و مباحث مربوط به سينما، مهر باطلي بود بر اين نظريه تا دوستان ظاهرا روشنفكر بدانند نيروهاي ارزشي و ولايتمداري هستند كه مي توانند در فضاي سينما و با زبان سينما به نقد تفكر و آثارشان بنشينند و حرفي براي گفتن داشته باشند.

5. واقعيت اين است كه اكثريت هنرمندان سينمايي ايران، از طيف فكري خاصي هستند كه در اين سال ها هميشه از موضع طلبكارانه با منتقدان ارزشي خود روبرو شده اند. كساني كه از بودجه ي دولتي فيلم ساخته اند  اما هميشه “سينماي دولتي”، “سينماي حكومتي، “سينماي سفارشي” و … را محكوم كرده اند. بحث ديشب دكتر كوشكي با آقاي معلم حداقل اين ويژگي را داشت كه جاي طلبكار و بدهكار را عوض كند تا معلوم شود چه كساني كم كاري كرده اند و با بودجه بيت المال محيط فكري خود را كه غالبا “ونك به بالا” است بازتوليد كرده اند و چه كساني از پرده هاي سينما حذف شده اند و داستان هايشان هرگز روايت نشده است. بحث ديشب حداقل اين فايده را داشت كه ثابت كند اين سينما خيلي بدهكارتر از اين حرف هاست كه مدام ژست مظلومانه بگيرد و داد و فرياد راه بيندازد.

ديشب شب بسيجي ها بود در هفت! مدت ها پيش نوشته بودم ” سينماي ايران خرمشهر در اشغالي است كه جهان آرا ندارد” با ظهور افرادي مثل آقاي طالبي و شيخ طادي و كوشكي و… انشاالله “عمليات بيت المقدس” در راه است!

به نقل از وبلاگ از چشم من

ارسال توسط : خادم الزهراء(س)

نظر مخاطبان:


    id="respond">نظر شما:
    1- گزینه های ستاره دار الزامی می باشند.
    2- ایمیل شما نمایش داده نمی شود.
    3- لطفا جهت دریافت پاسخ نظر خود حتما ایمیل خود را بصورت صحیح وارد نمائید.
    نام *
    ایمیل *
    سایت


    + یک = 8