شهید | الزهراء


شهید

گریه …

گریه …

مادرم زمانی که خبر شهادتم را شنیدی گریه نکن، زمان تشیع و تدفینم گریه نکن، زمان خواندن وصیت نامه ام گریه نکن؛ فقط زمانی گریه کن که …

یک ماجرای واقعی از یک سردار گمنام

یک ماجرای واقعی از یک سردار گمنام

حمید زارع که معلوم بود درد هم دارد، آمد و گفت من می خوابم روی سیم خاردار.

خدایا کمک…

خدایا کمک…

گاهی دلم می خواهد از خوبی شهدا و بدی های خودم بترکد. هرچه تلاش می کنم مثل کسی که در مرداب بدی های خود گرفتار است ، دست دراز کنم و دست خود را به شاخه های وجود شهدا بند کنم تا از این مرداب نجات یابم انگار نمی شود.

روایت زندگی شهید حسن باقری

روایت زندگی شهید حسن باقری

شهید «غلامحسین افشردی» معروف به «حسن باقری» پس از گذراندن دوره آموزشی در «جلدیان» (پادگانی در سیزده کیلومتری شمال پیرانشهر…

خاطره ای از شهید صیاد شیرازی

خاطره ای از شهید صیاد شیرازی

چگونه تربيت كنيم ؟ هيچ وقت يادم نمي رود ، يك روز كفش هاي خودشان را كه واكس مي زدند…

جامانده

جامانده

براي خانواده ي شهدا خيلي احترام قائل بود. هميشه سفارش مي کرد حتماً به اين خانواده ها سر بزنيد. يک…

پرکاهی تقدیم به آستان کبیر الله

پرکاهی تقدیم به آستان کبیر الله

به گزارش خبرنگار ایثار و شهادت باشگاه خبری فارس «توانا»، در قطعه 24 گلزار شهدای بهشت زهرا (س) زیارتگاه شهیدی…

دعا کن!

دعا کن!

قبل از شروع مراسم عقد، علي آقا رو به من کرد و گفت: «شنيده ام که عروس در مراسم عقد…

کارت عروسی

کارت عروسی

برادر کوچکش مجروح شد. در رشت بستري اش کردند. موقع ملاقات با آن همه درد گفت: «احمد! برات يه دختر…

وصیت نامه شهید 12 ساله

وصیت نامه شهید 12 ساله

وصیتنامه شهید 12 ساله رضا پناهی : نام : رضا پناهی تولد : ۱۳۴۹ محل تولد : کرج – در…


  • صفحه 1 از 2
  • 1
  • 2
  • >